افسردگی و یوگا

 

افسردگی به دلیل تاثیرات منفی بسیاری که بر ساختار جسمی و روحی انسان دارد،  بیماری روان-تنی  محسوب می شود. این تاثیرات اختلالاتی است  که ممکن است سیستم عصبی، شبکه ی غدد درون ریز، سیستم عضلانی، الگوی خواب و تغذیه را  دچار مشکل  کنند. تحقیقات اخیر نشان داده که  سالانه بین 4-ـ2 % امریکایی ها برای درمان افسردگی به مصرف دارو احتیاج دارند و از هر هشت نفر یک نفر در معرض افسردگی شدید قرار دارند. تحقیقات انجام شده در اروپا و استرالیا نیز نتایج مشابهی را نشان می دهد. اگرچه مصادیق بی‌شماری از افسردگی  ممکن است تا سال ها مورد تشخیص قرار نگیرند اما طبق آمار بالا و به تجربه بسیاری از پزشکان، افسردگی به دلیل تاثیرات مختلف جسمانی و روانی که دارد در فهرست رایج‌ ترین بیماری‌ها قرار دارد. صرف نظر از آسیب های بی‌شماری که این بیماری بر خود فرد افسرده وارد می کند، اعضای خانواده، دوستان و اطرافیان نیز در معرض آسیب های فراوانی قرار خواهند گرفت.

معرفی

افسردگی در میان مردان و زنان به یک اندازه شایع است. آسیب پذیرترین افراد در هریک از این دو گروه عبارتند از:

۱ ـ مردان بازنشسته

۲ـ‌ زنانی که به سن یائسگی می رسند و یا به مرحله ایی از زندگی که باید رویه زندگی خود را تغییر دهند. با این وجود افسردگی ممکن است در هر سنی بروز کند. نمونه این اختلال در جوانان، دانشجویان و تازه عروسان خانه دار بیشتر مشاهده می شود.

افسردگی ممکن است به اشکال مختلفی ظاهر شود وحتی خود بیمار نسبت به آن بی اطلاع باشد. بعضی مواقع ممکن است این بیماری از دید پزشک نیز مخفی بماند.  بسیاری از افراد، افسرده بودن خود را انکار می کنند چراکه احساس ” ناراحتی ” ندارند اما این اختلال نشانه هایی بسیار فراتر از یک ناراحتی ساده دارد. افسردگی ممکن است به صورت بیماری جسمانی مزمنی ظاهر شود که تشخیص آن تنها بر مبنای کارکرد جسم بسیار مشکل باشد.

در ادامه، به برخی علائم بیماری افسردگی اشاره شده اما باید دانست که همه ی این علائم لزوما در یکنفر ظاهر نمی شوند:

۱- احساس تنهایی ــ حالتی که در آن فرد حس می کند هیچ کس قادر به درک حال او نیست. این احساس تنهایی و بی حوصلگی مداوم یکی از خصوصیات بارز افسردگی است.

۲- بی خوابی ــ اختلال در الگوی خواب نیز یکی از مشخصه های این بیماری است که می تواند به صورت  مشکل به خواب رفتن بروز پیدا کند. اما معمولا شکایت اصلی افراد افسرده  این است که در نیمه ی شب و یا صبح خیلی زود از خواب بیدارمی شوند و خوابیدن دوباره برایشان میسر نیست. گاهی اوقات هم فرد افسرده تا دوازده  ساعت و یا بیشتر می خوابد اما همچنان زمان بیدار شدن احساس خستگی را با خود دارد.

۳- کمبود انرژی و یا خستگی جسمانی مفرط ــ افراد افسرده خیلی زود خسته می شوند حتی اگر تمام روز را روی یک صندلی نشسته باشند.

۴- کاهش اشتها و لاغری                           

۵- افزایش بی حوصلگی ــ  فرد افسرده معمولا بی حوصله بوده و کوچکترین مسائل او را عصبانی   می کند. او می داند که این عصبانیت او بی دلیل است اما کنترلی بر آن ندارد.

       ۶- کاهش حافظه و قدرت تمرکز.

۷- بی علاقگی نسبت به زندگی ــ  فرد افسرده کارهای ساده را هم غیر ممکن پنداشته و انجام دادن آنها را به فردا واگذار می کند.

۸- نگرانی بیش از حد ــ  فرد افسرده در تصمیم گیری در رابطه با کوچکترین مسائل مثل اینکه امروز کدام لباس را بپوشد دچار مشکل می شود.

رفتارهای مضطرب و آشفته می توانند نشانی از افسردگی باشند. زمانی ‌که استرس تنها از طریق دارو و یا تمرین‌های‌ یوگا از بین می رود افسردگی ای که در عمق وجود فرد ریشه کرده ظاهر می گردد. انواع ناراحتی های جسمانی مثل درد در نواحی مختلف بدن، یبوست و سوء هاضمه از جمله نشانه های دیگر افسردگی است. بنابراین بهتر است نسبت به کوچکترین مسائلی که می توانند علامتی از افسردگی در فرد باشند هشیار باشیم. کندی در حرکات بدنی ، صحبت و…. که اصطلاحا کندی روانی حرکتی خوانده می شود. با شدت گرفتن افسردگی احساساتی همچون بدبختی و تنهایی به سراغ فرد می آیند. فرد افسرده احساس می کند هیچ کس قادر به درک او نبوده و برای دیگران اهمیتی ندارد. او معمولا اینگونه می اندیشد: ” آنها بدون من راحت تر خواهند بود” . فکر خودکشی معمولا از همین جا آغاز می شود. فکر مرگ و خودکشی  در میان افراد افسرده معمول است.

دلایل افسردگی

افسردگی را می توان به سه گونه طبقه بندی کرد که البته این گونه ها ارتباط تنگاتنگی با هم داشته و بر یکدیگر تاثیر می گذارند.

  ۱- افسردگی بیولوژیکی:

این نوع را افسردگی درون گرا هم می نامند. ابتلا به این نوع افسردگی ارتباطی به محیط خارجی ندارد. این نوع از افسردگی معمولا به جهت اختلال در سیستم هورمونی علی الخصوص عدم تعادل در غددی همچون هیپوفیز، تیروئید و هورمون‌های جنسی عارض می شود. کم کاری تیروئید و یائسگی در ایجاد این نوع افسردگی نقش مهمی ایفا می کنند. این شکل از افسردگی همچنین ممکن است پس از بیماری هایی مثل آنفلانزا و یا هپاتیت و یا حتی گاهی بعد از زایمان بروز پیدا کند. افسردگی بیولوژیکی همچنین ممکن است اختلالات جسمانی همچون کم خونی و یا عدم تعادل الکترولیت را در فرد ایجاد نماید.

۲- افسردگی واکنشی

این نوع از افسردگی بر اثر فشارهای عصبی وارده بر فرد و در نتیجه ی سختی های زندگی ایجاد می شود. ناامیدی در زندگی یکی از علائم بارز این بیماری است. شرائط ویژه ای که منجر به این نوع از افسردگی می شوند وابسته به قدرت و یا ضعف روحیه ی فرد دارند. به عنوان مثال از جمله ناکامی های رایج می توان به عدم رضایت خاطر از ازدواج، شکست در سرمایه گذاری های مالی، عدم موفقیت در امر تحصیل، بیماری و یا ناتوانایی های جسمانی و غیره اشاره نمود. این نوع از افسردگی خصوصا در رابطه با ناکامی‌های ناگهانی بسیار رایج می باشد.

۳- افسردگی در اثر مصرف دارو

این نوع از افسردگی ویژه ی قرن ماست. شیوع این شکل از افسردگی در سال‌های اخیر به دلیل تجویز داروهای قوی از جانب پزشکان است. مصرف داروهای مختلف ممکن است منجر به افسردگی در فرد شود. از جمله داروهای ضد فشارخون، انواع مسکن ها و داروهای آرامبخش و ضد استرس، داروهای ضد روان پریشی، داروهای افزایش یا کاهش دهنده ی اشتها، دارو برای درمان ورم مفاصل و نیز داروهای کنترل بارداری است. بهترین راه این است که استفاده از این داروها برای مدتی قطع شده و یا درمان دیگری جایگزین شود تا مشخص شود که درجه ی افسردگی چه تغییری می کند. همچنین، الکل و اعتیاد به مصرف الکل ابتلا به افسردگی را به دنبال خواهد داشت.

افسردگی طبیعی وافسردگی غیر طبیعی

واکنش افسردگی بر اثر صدمات وارده در زندگی طبیعی است. این دوره ممکن است بین هشت تا ده هفته طول بکشد و در این مدت نیازی به درمان‌های دارویی نخواهد بود.اما اگر مدت آن طولانی شود می تواند نشانی از بیماری باشد. برای افرادی که عضوی نزدیک از خانواده خود را از دست داده اند، بی خوابی، ناراحتی، ناامیدی، عصبانیت، احساس گناه، بیقراری ویا دردهای جسمانی واکنش‌هایی طبیعی محسوب می شوند.  این علائم ممکن است برای چند ماه ادامه پیدا کنند. اما اگر این علائم ادامه پیدا کرده و ناامیدی و بیقراری بر زندگی طبیعی شان سایه بیافکند، افسردگی  بصورت غیر طبیعی اتفاق افتاده است . چنین بیماری ای ممکن است بین شش تا دوازده ماه به طول بیانجامد. ویا حتی مزمن شده و برای سال‌ها ادامه پیدا کند.

کنترل دارویی افسردگی

امروزه درمان‌های دارویی برای معالجه ی افسردگی بسیار شایع شده است. پزشکان داروهای ضد افسردگی برای بهبود موقت حال بیمار تجویزمی کنند. اما بلافاصله پس از قطع شدن مصرف دارو بیمار به حال سابق باز خواهد گشت. از سوی دیگراستفاده ی طولانی مدت از داروهای ضد افسردگی عوارض جانبی مختلفی به دنبال خواهد داشت.

همچنین ممکن است در درمان افسردگی های شدید از شوک الکتریکی (E.C.T.)  هم استفاده شود. در این نوع از درمان، شوک الکتریکی را با ولتاژ بالا برای مدت کوتاهی به مغز وارد خواهند آورد. این روش وضعیت و ظرفیت حافظه ای بیمار را حداقل برای چند روز و یا چند هفته تغییر داده و فرد افسرده را موقتا آرام می کند. در رابطه با افسردگی های شدیدی که به مرز اقدام‌های خطرناکی مثل خودکشی می رسد استفاده از شوک تنها راه درمانی است. مزیت این نوع درمان بر درمان‌های دارویی این است که بلافاصله تاثیر می کند حال آنکه تاثیر داروها در خون و کنترل افسردگی ممکن است سه هفته به طول بیانجامد. روان درمانی نیز در درمان برخی افراد افسرده بکار گرفته شده اما موفقیت چشمگیری از آن حاصل نیامده است. اما به هر حال درمان‌های دارویی هم درمان‌های قطعی ای محسوب نمی شوند.

کنترل افسردگی از طریق یوگا

تمرین‌های یوگا در درمان افسردگی بسیار موثرهستند. حتی عمیق ترین نوع افسردگی نیز با تمرین های یوگا قابل کنترل است. اما باید توجه داشت که تمرین‌های یوگا می بایست زیر نظر مربی مجرب که امکان انجام دادن صحیح آنها فراهم است صورت پذیرد. همچنین در این جلسات هر دو شیوه ی آسانا و پرایاناما  که در افزایش نیروی بدنی و حیاتی موثرند آموزش داده شوند.

 

بنا برعلم یوگا، افسردگی زمانی اتفاق می افتد که زندگی به بی هدفی کشیده شده وذهن موضوعی برای مشغول شدن ندارد. این حالت مخصوصا پس از بازنشستگی که فرد هیچ برنامه ی اجتماعی، فرهنگی، هنری ویا مذهبی ندارد و نمی داند که چگونه اوقات خالی روز خود را پر کنند اتفاق می افتد. به این ترتیب ممکن است تمام روز گوشه ای نشسته ووقت خود را به بطالت بگذرانند. حتی ممکن است اینکار بین یک تا دو سال ادامه پیدا کرده ودر طول این مدت نیروی ذهنی به دلیل بلااستفاده ماندن کم کم رو به تحلیل رفته ودستگاه عصبی ضعیف می شود. به این ترتیب افسردگی عصبی اتفاق خواهد افتاد.

اگر چنین فردی حرکت های یوگا (یوگا اسانا)، تکنیک های تنفسی (پرایاناما) و کار داوطلبانه (کارما یوگا) را در برنامه روزانه خود بگنجاند، پس از مدتی علائم افسردگی  رو به کاهش گذاشته و رو به بهبود می رود. در طی این نوع درمان، بیمار می آموزد که چگونه لایه های افسردگی را درون خود تشخیص داده وچگونه بر آن غلبه کرده وتاثیرات منفی آن را بر زندگی روزانه خنثی نماید. در کار داوطلبانه (کارما یوگا) بر حسب ظرفیت و توانایی‌های فرد برنامه های مختلفی به او داده می شود. او را در معرض مشغله ها ومسئولیت‌های زیادی قرار می گیرد، البته نه در رابطه با خودش. تمامی این کارها غیر مرتبط با فرد بوده واسترسی برای خود شخص ایجاد نمی کند. کارها باید با صداقت کامل انجام شوند بدون اینکه به حیطه ی عواطف واحساسات فرد وارد شوند. به این ترتیب افسردگی جای خود را به شیوه ی زندگی در جدید داده ونیروهای فیزیکی، ذهنی و عاطفی فرد بیدار شده و پرورش میابند. کارما یوگا نیز بخش مهمی از درمان افسردگی را تشکیل می دهد.

برنامه های یوگا در درمان افسردگی

اسانا:

پاوان موکت های بخش یک و دو

سلام بر خورشید،

تریکون اسانا،

واجراسانا،

کبرا،

کشش خرگوش،

پاسچی موتان اسانا،

ساروانگاسانا

هالاسانا

اوتان اسانا

یوگا مودرا

ماتسی اسانا

پرانایاما:

نادی شودان

پراساریتا با حبس دم

مولا باند

براهماری (زنبوری).

هاتا یوگا:نتی ، کنجال، لاگو، اگنی سار، اودیانا باندا، نولی.

مودرا وباندا:

مولا باندا

ماها مودرا

ماها باندا

 

 

مترجم: علیرضا محلو

ویراستار: فروزنده شاملو

www.yogamag.net منبع :